BRAND EQUITY
The brand equity concept has been mentioned in more than one of the previously
analyzed models. But what exactly is brand equity? Brand equity, as first defined by
Farquhar (1989), is “the ‘added value’ with which a given brand endows a product” (p.24). Apart from Farquhar’s first definition of brand equity, other definitions have appeared. According to Lassar, Mittal, and Sharma (1995), brand equity has been examined from a financial (Farquhar, Han, and Ijiri 1991; Simon and Sullivan 1993; Kapferer 1997, Doyle 2001b), and a customer-based perspective (Keller 1993; Shocker, Srivastava, and Rueckert 1994; Chen 2001). In other words, financial meaning from the perspective of the value of the brand to the firm, and customer-based meaning the value of the brand for the customer which comes from a marketing decision-making context(Kim, Kim, and An 2003).
Brand equity has also been defined as “the enhancement in the perceived utility and
desirability a brand name confers on a product” (Lassar, Mittal and Sharma 1995, p.13). High brand equity is considered to be a competitive advantage since: it implies that firms can charge a premium; there is an increase in customer demand; extending a brand becomes easier; communication campaigns are more effective; there is better trade leverage; margins can be greater; and the company becomes less vulnerable to competition (Bendixen, Bukasa, and Abratt 2003). In other words, high brand equity generates a “differential effect”, higher “brand knowledge”, and a larger “consumer response” (Keller 2003a), which normally leads to better brand performance, both from a financial and a customer perspective.
ارزش ویژه برند (نام تجاری)
مفهوم ارزش ویژه برند در بیشتر مدل های آنالیز شده قبلی مورد اشاره قرار گرفته است. اما دقیقا ارزش ویژه برند به چه معناست؟ طبق تعریفی که نخستین بار از سوی فارکوهار در سال 1989 داده شده است ارزش ویژه برند یعنی " ارزش افزوده" که توسط آن ارزشی ویژه به یک محصول داده می شود. (ص 24) به جز تعریف اولیه فارکوهار تعاریف دیگری نیز از ارزش ویژه برند ارائه شده است. بنابه نوشته های لاسار،میتال و شاما (1995) ارزش ویژه برند را با توجه به دیدگاهی مالی و مشتری محور نیز مورد مطالعه و بررسی قرار داده اند. به عبارت دیگر، معنای مالی از نقطه نظر ارزشی که یک برند برای موسسه دارد و منظور از دیدگاه مشتری محور در مورد ارزَ ویژه برند نیز ارزش آن برند برای مشتری هایی است که در فعالیتی اقتصادی تصمیم گیرنده هستند. همچنین ارزش ویژه برند را به معنای تقویت و افزایش کاربری و مرغوبیتی است که یک برند به یک محصول می دهد (لاسار، میتال، و شاما 1995، ص 13) . ارزش بالای برند یعنی یک مزیت رقابتی زیرا: این تصور را القا می کند که کارخانه ها می توانند حق بیمه بالایی را درخواست کنند؛ تقاضای مشتری ها افزایش می یابد؛ توسعه وپیشرفت یک برند آسانتر می شود؛ فعالیت های تبلیغاتی موثرتر می شوند، تغییر نسبت معین در تجارت (خرید زیاد با مبلغی کم به عنوان وثیقه ) بهتر می شود، تفاوت ها بیشتر می شود و شرکت در رقابت کمتر آسیب می بیند. (بندیکسن، بوکاسا و ابرات 2003). به عبارت دیگر، ارزش بالای ویژه برند موجب یک "تاثیر افتراقی" "شناخت بیشترنسبت به برند" و عکس العمل بیشتری از مشتریان نسبت به آن برند می شود که طبیعتا منجر به عملکرد بهتر برند از نظر مالی و مشتری مداری می شود.